واسه خودمـــــ
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه اگه برگردی
گریان شده دلم همچون دخترکی لجباز پا به زمین می کوبد تـو را میخواهد میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟ ماندن همیشه خوب نیست،رفتن هم همیشه بد نیست گاهی رفتن بهتر است .گاهی باید رفت... اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت. اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند. گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور... و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند... رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی ... و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی، بمانی... برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند. برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد عشقت را بردار و برو. خوب برو. زیبا برو. شاد برو، شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت، عشق شناخت برو، فقط برو...... خسته ام... نه از راهی که آمده ام!!! یا از انتظاری که گاه امانم را میبرد!!! خسته ام از تکرار ندیدنها!!! نرسیده به بعضی خاطره ها باید نوشت: آهسته به یاد آورید...خطر ریزش اشک باران برای کسی تکراری نمیشود هروقت بیاید دوست داشتنی است و تو همان بارانی عادت می کنم... به داشتن چیزی و سپس نداشتنش به بودن کسی و سپس به نبودنش تنها عادت می کنم اما فراموش نه ! رویـ ــــای تورا من از امشـ ــــب،خاک میکنــــــــــم... باران عشـــــــــق که از ابر ِ چشـ ـــــم میچـ ـــــکد... از آسـ ـمان دلبستگی امشبـــــ پاکـــــــــــــ میکنم... نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل ازتو گـــــــــــــــــــــــــــــــاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند شايد اشتباهه اما عاشقا دروغ مي گن آدماي مهربون و با وفا دروغ مي گن اونا كه مي گن كه تا هميشه ديوونتونن بذا بي پرده بگم كه به شما دروغ مي گن اونا كه مي ان به اين بهونه ها ، كه اومدن از توي شهر قشنگ قصه ها ، دروغ مي گن اونا كه فدات بشم تيكه كلامشون شده به تموم آسمونا ، به خدا دروغ مي گن اونا كه با قسم و آيه مي خوان بهت بگن تا قيامت نمي شن ازت جدا ، دروغ مي گن تـو،اتفــــــاق تازه ای و گاه می رسی با کوله بار خسـتگی از راه می رسی شـــبنم تـرین زلال شـــــــــکوه تبسمی یا صبح زود،یا که سحـرگاه می رسی از یک مسـیر خط خطی تیره ی زمان چیزی شـبیه حادثــــه،ناگـــاه می رسی شاید شبــــــیه جـان منی بر لبــــم شبی آرام تا بـه کوچـــــه ی ما، آه می رسی بایک سبد سـتاره ی لبخنــــــد ساده ات باشاپـرک،سپـــــیده به همـراه می رسی با گامهای روشـن خود سمـــــت آسمان تانیمه شب، کنـار دل مــــــاه می رسی عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، ********* تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب ******** زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ میخـــواهـــم خـــاطـــره دود کـــنـــمــ ــــ ….!!!! گر معشوقم توی سهمم جنون باد صدایم کن صدای تو ترانه است کلامت ایه های عاشقانه است من تورو سجده سجده میپرستم سربر خاک به زانو نشستم (مولانا) یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقیست و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم ........... 
جــایــی کـه
نـه حـــق خــواسـتن داری
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن

.jpg)



گـــــــــــــــــــــــــــــــاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گـــــــــــــــــــــــــــــــاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم...
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
بيل و کلنگ و
تيشه دوس
ت دارم
همي
شه
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
| Design By : RoozGozar.com |






